الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : سيد حسين محفوظى اهوازى )
488
حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )
( 1 ) دلتنگى و سكوت امام عليه السّلام امام ، با دلتنگى و سكوت و عدم رضايت به خلافت ، با انقلابيون رو به رو شد ، زيرا از حوادث سهمگينى كه در صورت پذيرش خلافت آنان ، با آنها رو به رو مىشد ، آگاه بود ، از آن جهت كه احزاب سودپرست كه حكومت عثمان آفريده بود ، خيانت را طعمهء خود ساخته و طمعورزيها و منافع شخصى را جامهء خود ساخته بودند و آنها در برابر آن حضرت ، خواهند ايستاد و در مبارزهء با وى و ممانعت از انجام برنامههاى سياسيش در جهت تحقق عدالت و پايان دادن به ستم ، خواهند كوشيد . امام ، با صداى رسا به جمعيت انبوه مردم كه در اطراف آن حضرت جمع شده بودند ، مخالفت كاملش را با خلافت آنان اعلام كرد و فرمود : « من نيازى به مطلب شما ندارم ، هر كس را برگزينيد به آن راضى مىشوم . . . » . ( 2 ) امام ، نيازى به خلافتشان نداشت ، زيرا آن حضرت در انديشهء به دست آوردن چيزى خاص براى خود و يا خاندان خويش نبود ، بلكه به نتيجه رسيدن اهداف امت و بازگرداندن حيات اسلامى به مسير طبيعى آن را مدّ نظر داشت . انبوه جمعيّت مردم بر انتخاب آن حضرت اصرار ورزيده گفتند : « ما جز تو كسى را بر نمىگزينيم . . . » . ( 3 ) امام ، اعتنايى به آنان نكرد و بر امتناع و عدم پذيرش اصرار ورزيد ولى انقلابيون كسى را شايستهء ادارهء امور امت به غير از امام كه همهء صفات رهبرى در او جمع بود ، نيافتند . او كه در راه حق ، صلابت داشت و قدرت تحمل مسئوليت را دارا بود ، بنابراين ، بر انديشهء خود در نامزدى آن حضرت براى خلافت ، پاى فشردند .